مقاله زیر از وبلاگ آقای دکتر شیری آورده شده است:

 

دختری ۲۷ ساله ام  ، کارشناس  ارشد فناوری ارتباطات  که در خانواده ای مذهبی بزرگ شده ام و  خودم نیز تا حدی اعتقاداتی دارم تا حدیکه اهل ارتباطات قبل از ازدواج نیستم . در مرکز تخقیقاتی که کار میکنم مدتی بود نگاه متفاوت آقایی ۳۱ ساله از همکاران را حس میکردم و بعد از مدتی  با ادب و نزاکت خود توجهم را جلب کرد و  خیلی محترمانه بهم بیشنهاد ارتباط فراتر از محل کار به قصد آشنایی بیشتر داد. من بهش گفتم اهل این نوع روابط نیستم و به جز یکبار گفتگوی بیرون از محل کار و چند تا تلفن و ...روابط بیشتری را قبول نکردم در حالیکه  از درون احساس میکنم مرد شایسته ایست و بهش حق میدهم به این سرعت تصمیم به ازدواج با من نگیرد و به همین خاطر درمانده شده ام . راستی یکبار به مناسبتی برایش کتابی هدیه گرفتم و خیلی خوشش آمد .یکبار که نظرش را برای ازدواج سوال کردم گفت دوست دارد از نظر مادی به شرایط قابل قبولی برای همسر آینده اش برسد ...میگید چه کنم ؟

******************************************************

مردان چگونه درباره ازدواج فکر میکنند؟ در ایران فضای ضد ازدواج به دلایل متعدد در حال رشد است میگویید چطور ؟ من دلایلی دارم که فکر میکنم ارزشش را دارد نگاهی بهشان بیندازید :

  1. یکی اینکه تشویق به ازدواج را کسانی انجام میدهند که خیلی از جوونها نسبت به انها خوش بین نیستند و رفتارهای ریاکارانه زیادی از آنها دیده اند !
  2. دیگر اینکه ازدواج توسط مادران این مرز و بوم چیزی در حد سربازی و...برای آدم شدن بسران معرفی میشود : میری ازدواج میکنی  آدم میشی و قدر خانواده ات را میدانی
  3. دیگر اینکه با کثرت زندگی های مجردی که توش خوش میگذره  آنهم بدون داشتن تعهدها و مسوولیتهای ازدواج ، به نظر حماقت می آید هیچ مرد یا حتی دختری تن به مسوولیت ازدواج بدهد
  4. باز اینکه تلویزیون و رادیو و ...چنان فضای مصنوعی از تشکیل خانواده و لدتهای آن به تصویر میکشند که ناخودآگاه جمعی جوانان ایرانی این ظاهرسازی را بس میزند. از سوی دیگر سیاه نمایی هایی که در نشریات و حتی همین تلیزیون هر از گاهی از طلاق و قتلهای ناموسی و ...میشود باعث ترس ناخودآگاه همه از مساله ازدواج میگردد. حتی به مضمون شوخیهای مردان در محافل خانوادگی درباره اخلاق کنترل گر همسران و خانواده هایشان دقت کنید و لذت فراوان آنها را از شوخی درباره زندگی بدبختی متاهلانه ببینید ، میفهمید چه ترسی در همه در حال رشد میباشد

اما درباره این خانم مسائل دیگر هم هست. ازدواج بچه های مذهبی تر در جامعه ایران چگونه است ؟ من حرفی میخواهم بزنم که شاید نشه استنادعلمی مقاله ای بهش کرد ( زیرا مطالعه میدانی درباره اش نکرده ام ) اما در حد تجربیات بالینی خودم برای خودم مستنده و آن اینکه مسائل عاطفی بچه های مذهبی تر در ایران در مجموع فرقی با بقیه دختران و بسران دیگر ندارد ! حتی مشاوره های ازدواج و تعارضهای شخصیتی و رفتاری و درگیریهای خانوادگی آنها نیز مثل بقیه میباشد ! دلیلش هم روشن است زیرا دین در جایی در روان انسان اثر دارد که عمیقتر  از مسائل شخصیتی نیست . برای اینکه منظورم را بهتر برسانم عرض میکنم که فرض کنید یک نفر حسود است ، خودکم بین است یا... این آدم دین ورزی هم کند یک آدم حسود خودکم بین داره نماز میخونه و روزه میگیره و... زیرا مواجهه با خودکم بینی که یک مساله شخصیتی است به سادگی با یک نماز خوندن و...حل نمیشود . مواجهه با خودکم بینی اگر چه در دین راهکارهایی دارد منتهاذ خیلی از اوقات فرد به دلیل زرنگ بازیهای شخصیتی ( فریبکاری نفس در ادبیات دینی ) خودش را گول میزند ( تسویل در ادبیات قرآنی= بل سولت لهم انفسهم )

میخواهم عرض کنم که همانطور که دکترا گرفتن بنده نمیتواند مانع شود از اینکه من فرد طماعی نباشم و چه بسا طماعی را در هم نهادینه تر کند زیرا گول موفقیتهام را میخورم ، به همین مکانیسم ،رفتار مذهبی نیز لزوما باعث نمیشود من فرد خالص و طاهری بشوم از اختلالات شخصیتی خطرناک( سه مثال مختلف میزنم :نگاهی به فجایع اخلاقی محیطهای مذهبی کلیسایی مثل سوء استفاده از کودکان و راهبه ها بکنید یا خیلی مسائل فضاهای شهرهای به ظاهر مذهبی کشور خودمان  یا شاهدبازی با نوجوانان افغان در محیطهای سنتی مذهبی طالبان  که زنان را در برقع میکنند و اما میل جنسی مردان ظاهرا مذهبی طالبان با رقصاندن نوجوانان بسر در لباس زنان ارضا میشود بدون اینکه ظاهرا منع شرعی داشته باشد ! )

باید به این مسائل اضافه شود که اتفاقا بنا بر اصل جبران در روان شناسی ، چه بسا اختلالات شخصیتی در فردی که احساس مذهبی تر بودن  یا تحصیل کرده تر بودن دارد  مخفی تر و خطرناک تر نیز بگردد زیرا او با دستاورد بیرونی خود  ( مدرک ارشد دانشگاهی یا سفرهای عمره وو تمتع هر ساله )چنان مشغول میشود که  فراموش میکند چه اژدهای مخوفی در لایه های زیرین خود مخفی کرده است. در اینجا به تعبیری از مرحوم امام خمینی ( ره )  اشاره  میکنم که جایی گفته بودند

ملا شدن چه آسان ، آدم شدن محاله

و میدانید که منظور از ملا در ادبیات ۶۰سال گذشته  ، فرد بسیار با سواد است نه لزوما شیخ و روحانی. یعنی میشه آدم خیلی باسواد بشه ولی رشد روانی و معنوی اش در حد صفر کلوین بمونه !

برمیگردم به عرائضم ، در سوال بالا دختری داریم با عقاید مذهبی که دست او را در برقراری رابطه های مشهور قبل از ازدواج میبندد اما او نیز حق دارد انتخابی درست داشته باشد و لذتهای یک ازدواج موفق را بچشد

باید برای یک ازدواج خوب یک خوش آمدنی  زمینی وجود داشته باشد که در این دختر و بسر وجود دارد . یک مرد چگونه در این وانفسایی که نوشتم جرات ازدواج بیدا میکند ؟ میخواهم چند تا password  مهم را برای شما بنویسم و احتمالا شنیدن آنها از منی که درست یا غلط شهرتم به "حمایت  یک طرفه از مردان "است ، میتونه یک اتفاق نادر باشه

اکثر مردان جذب زنی میشود که با او سه چیز بدست آورند :  در درجه اول لذت ،دوم آرامش و مقوله سومی  به نام بیشرفت

میتوانم شرط ببندم که هر مردی را میتوان با این سه نکته مجذوب خود کرد ( یادتون باشه من از فرمول دادن در تمام مقالات و سخنرانی هام برهیز دارم اما این سه نکته فرمول نیستند بلکه یک سیستم شناختی -رفتاری هستند که دونستنشون بسیار به درک فضای ذهنی مردان کمک میکند )

یک خانم چه مذهبی   باشد چه کمتر مذهبی باشد  ( منظورم از مذهبی  بودن برآیندی از رعایتهای شرعی مثل حجاب و محرم نامحرم تا رفتارهای مذهبی نظیر نماز و روزه است  و مقوله رعایتهای اخلاقی را بحثی برون دینی میدانم که هر انسانی  چه مذهبی چه غیر مذهبی ملزم به رعایتش است مثل راستگویی و چشم باکی و...) لازم است مرد بفهمد که او زنی جذاب است ، منزوی نیست !  شوخی را میفهمد ، بلد است بخندد، رومانس و مفاهیم عشقی را متوجه میشود و حرف برای گفتن دارد ، اهل هنر و فیلم و موسیقی و ادبیات هست ، بلد است  به موقع طنازی و دلبری کند و البته در هر برخوردش بدون عشوه گری های سطحی نشان میدهد که

به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

اینجا همان مفهومی متبادر میشود در باره مردان که  مردان دوست دارند زنی را بدست بیاورند که فتح قله اش سخت باشد hard to get باشد و باز منظورم این نیست که بعضی دختران اشتباه میفهمند یعنی خودشان را میگیرند و الکی نشان میدهند سرشان شلوغ است  و مرد را بی اهمیت نشان میدهند و تلفنهایش را جواب نمیدهند که مثلا تو خیلی هم دهن برکن نیستی...نه! اصلا منظورم این نیست . با این اداهای  دختر دبیرستانیها  نمیشه دل یک مرد را بدست آورد و تنها مردان سطحی و بچه صفت در این بازی ها گرفتار میشوند آنهم موقت . من  منظورم این است که زن با اعتماد به نفس نشان میدهد گوهر درونی و بیرونی دارد و بدست آوردن این گوهر مستلزم داشتن شایستگی فراوان در مرداست .

شاگردی داشتم که میگفت همه مردانی که تاکنون به سمتش آمده ان دنبال بهره وری جنسی از او بوده اند . به او گفتم اینکه یک مرد از این لحاظ از تو خوشش می اید ، اتفاقا خیلی خوب است ! و منظورم این نیست که بری با هاشون و  به این نیاز ساده شون جواب بدهی زیرا میشی زنگ تفریح مردان بلکه مرد خوب هم باید با همین کشش سمت تو بیاید و این دانایی تو است که این میل جنسی را تبدیل به  رشد و تکابو و تعهد ازدواج در مرد میکند .

 دختر مذهبی نیز  از این قاعده مستثنی نیست چرا که مرد مذهبی که سمت او می اید مثل بقیه مردان  دارای همین نیازهاست یعنی باید در دختر مذهبی جذابیت ببیند چه فیزیکی چه شخصیتی . شاید کسی بگوید من که نمیتوانم مثل دخترهای دیگه لباسهای خاص ببوشم یا موهام را high-light  کنم بریزم بیرون . این ساده ترین بهانه را بریزید بیرون . خوب بوشیدن و حجاب  مرتب داشتن و خوب صحبت کردن و نیزه به سمت مردان نگرفتن و همه مردان را شیاطین ندیدن و  تایید کردن گهگاهی مردان  به قصد شناخت آنها  و فراهم آوردن ازدواجی موفق آیا منعی در شرع مقدس دارد؟  بعدش هم ،مردی که سمت دختری مذهبی میرود هم طبیعتا اعتقاداتی مشابه دارد و بعید است دنبال بی بند و باری باشد وگرنه چرا سمت توی چادری یا محجب بیاید ؟  حرف دل این مردان را گوش کنید : آنها نیز زنی جذاب میخواهند که تمیز و  آراسته باشد و  برایش جذابیت جنسی مهم باشد و به ازدواج فقط به عنوان مساله ای ملکوتی نگاه نکند. بخش زمینی ازدواج برای مردان مذهبی حتی بررنگ تر از بقیه است زیرا او خویشتن داری کرده است که  با زن خود بهترین لذتها را تجربه کند و تصور کنید زنش هم تعطیل باشد آنوقت چه سرخوردگی را تجربه میکند !

میخواهید مردی شما را ببرستد ؟

۱- به حرفهایش گوش بسبارید !  منظورم از گوش کردن اولین معنایی نیست که به ذهن متبادر میشود و آن ازطاعت کردن است ، بلکه منظورم اینست که بگذارید یک مرد از رویاهایش برایتان حرف بزند حتی اگر به نظرتان دست نیافتنی بیاید زیرا آدمیان را از بین رویاهایشان میتوان شفاف تر دید. بگذارید از آرزوی قبولی  اش در امتحان فوق لیسانس تا گرفتن بذیرش دانشگاه میشیگان یا داشتن شرکتی بزرگ در زمینه صادرات واردات یا رسیدن به مدیریت ایران خودرو یا گرفتن اجتهاد در مدرسه شفائیه یا درامد ماهی ۲۰ میلیون یا داشتن بدنی six-packed برایتان حرف بزند. حتی از گوش کردن فراتر بروید و اگر واقعا میخواهید دختری استثنایی برای او باشید در رویاهایش شریک شود و زوایای زیباتر این دستاوردها را برایش بازگویی کنید زیرا  به قول کارل یونگ دانشمند مشهور سوییسی ، زنان به زبان روح عالم مجهزند و میتوانند به راحتی در سطح روح نهفته یک مرد با او صحبت کنند چیزی که دوستان دیگر آن مرد فاقدش هستند. تنها به زنان اجازه داده شده که password های روح هستی را درک کنند.

 وقتی مردی را  به موقع تایید میکنید و  چشمانتان از تصور رویاهای او برق میزند ناگهان معجزه رخ میدهد و آن عبارت است از اینکه انسانی به انسان دیگر امید میدهد. مهم نیست آن مرد مطلوب شما برای ازدواج نباشد و رویاهایش با رویاهای شما متفاوت باشد ، مهم اینست که شما رسالت انسان بودن خود را ایفا کرده اید. بدیهیست اگر رویاهای شما شباهت داشته باشد معجزه دیگر وقوع عشق بین این دو نفراست

 

اینها همان رمز های دوم و سوم مردان است یعنی مرد احساس کند آرامش و بیشرفت با شما دارد و نمیتوانم بگویم چقدر هوشمندانه است رفتار زنی که با استفاده از این دو password مرد را تعالی میبخشد

بنابراین هدیه  خانمی که این مقاله به احترام سوال خوب او نوشته شده است ، به آن آقای مهندس ، بسیار صحیح بوده است و از این به بعد این خانم با نشان دادن اینکه گوهر زمینی و فرا زمینی را تواما دارد بدون ایجاد استرس بلکه با صحبت درباره اینکه میتوانی من را داشته باشی بدون امکانات فضایی ازدواج ( اطمینان دادن هوشمندانه یک زن ) مرد را به سمت ازدواج راهنمایی کند

شاید اسمش را بگذارید سیاست ورزی . اما من میگویم وقتی زنی میخواهد مردی را خوشبخت کند و شادی بدهد به او و تشویقش کند و بدن و روحش را در اختیار او قرار دهد ،در ازای ازدواجی مطمئن ، بهترین معامله هستی رخ میدهد .شادی در برابر شادی. سعادت در برابر سعادت. ایمانی مضاعف برای زندگی معنوی و مادی شاد

در انتهای این نگاشته که در باسخ به سوال دخترخانمی با معتقدات دینی نوشته شد و به احترام عشقهای ستودنی بچه های این کشور عزیز به ویژه بچه های مذهبی ، در این سایت درج گردید ، مایلم دعوت کنم از خوانندگان خوبمان که نظرات خود را برای من بفرستند تا من نیز  قوام بهتری در تفکرم و نوشتارم بیابم

دکتر علیرضا شیری