یک زن چگونه ازدواج می کند؟

     دکتر تونی گرنت در فصل ششم کتاب "زن بودن" بحث لزوم شریک داشتن یک زن را مطرح می کند و می گوید: "رشد کردن در قالب یک زن، به معنای پیوند با مردی حقیقی (نه رؤیا و تصور) است و دوست داشتن او به خاطر آنچه که هست، نه آنچه که او (زن) آرزو دارد."(ص١١٣) او در عین حال معتقد است که زنان امروز، از یک طرف عشق و محبت، و توجه و مسئولیت پذیری ای که در گذشته نثار مرد زندگی و خانواده شان می کردند را تقسیم کرده و در حوزه کاری و اجتماعی نسبت به رئیسشان و دیگران ابراز می کنند؛ و از طرف دیگر به این دلیل که مشغول کارها و فعالیت های متعددی هستند، به نوعی برای حضور یک مرد در زندگی شان وقت ندارند. اما در صورتی که زن آگاهانه زمان حضورش در فضای کار و جامعه، و همچنین انرژی و توجهی که برای آنها می گذارد را مدیریت کند،آنچه که می خواهد، حتماً رابطه عاطفی و شریک زندگی است. نکته دیگری که گرنت به آن اشاره می کند، تله کمال گرایی زنان امروز است: "انتظارات بسیار افراطی در عشق و کار، زن امروزی را به تله ویرانگر کمال گرایی انداخنه است که بسیاری را هرگز از آن راه گریزی نیست، زیرا هیچ زنی، خواه در وجود خود یا در وجود دیگران، وقتی که به کمال خوگیر شود نمی تواند سعادت و شادمانی را بیابد."(ص١١٧) و این موضوع دقیقاً بازتاب کاسته شدن از نگاه مادونایی زنان به جهان اطرافشان است. "زنی که مادونای خود را به کار می گیرد قادر است عالی ترین ویژگی ها را در مرد ببیند"(ص١١٩) و او را همان طور که هست، دوست داشته باشد و بپذیرد.

     از آنجا که "ازدواج به راستی تعهدی پیچیده است، سفری هم درونی و هم بیرونی است"(ص١١٩)، یک زن هنگامی که بتواند به یک مرد اعتماد کند و در کنار او احساس آرامش نماید، می تواند به ازدواج با او و تعهد به او فکر کند؛ به شرطی که از قبل سفر درونی اش را آغاز کرده باشد: "برای یافتن شخص مناسب، اول باید خودت شایسته باشی" (ٌ١١٩) که این موضوع البته شامل مردان نیز می شود!

     "مرد خوب، مردی است که زن می تواند توانایی ها و صفات او را تحسین کند و به آنها احترام بگذارد... و برای او قابل اعتماد و امین است. بدون برخورداری از چنین اعتمادی نسبت به او، غیر ممکن است زن بتواند از کنترل دست بکشد... وقتی زن با مردی است که می تواند به او اعتماد کند، قادر است در زنانگی خود آرام بگیرد و با نشاط تمام، قدری از کنترل خود بکاهد و در عوض از لذت زن بودن خویش متمتع شود... مردی که قهرمان یک زن است، مرد قابل اعتمادی است و زن احساس می کند که می تواند با اطمینان خود را به او تسلیم و در کنارش اندکی احساس کمال کند... در عین حال، این اتکا به خاطر این نیست که زن قادر نیست از خودش مراقبت کند، بلکه به این دلیل است که او تصمیم گرفته که زندگی و جسمش را به دیگری پیوند دهد."(ص١٢٣)